تراوشات ذهن یک مرده !
در آن میان شناور است .

نه غریق نجاتم ، نه حتی شنا بلدم .

اما نمی توانم  ببینم معشوقه ام در خونش غرق است .

نام این حس جنون است نه عشق .

برای مجنون شدن ، باید سیر عاشقی را پشت سر گذاشت .

عشق یعنی عقلت را ندید بگیری و به ندای قلبت پاسخ مثبت بدهی .

اما جنون یعنی عقل نداری که مجبور باشی ندیدش بگیری ، تنها قلبت فرمان می دهد و تو انجام میدهی .

+ نوشته شده در  شنبه 28 تیر1393ساعت 5:33 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

خوشبختی این نیست که هر چه می خوای در چنگت باشد .

خوشبختی این است که آن چرا که در مشتتت داری بهترین بدانی ، حتی اگر تنها انگشتان دستت باشد .

+ نوشته شده در  شنبه 28 تیر1393ساعت 5:23 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

کشتمش .

به جرم حماقت .

برای آرامش خودم .

سوزاندمش .

برای نابودی اثرش .

از او متنفر نبودم ، اما خاکسترش را به دست باد سپردم .

چون از ریختنش در آب وحشت داشتم .

اکنون ماه به من خیره شده .

نه از ترس و نه از تعجب .

بلکه از ترحم .

او هم می داند .

نحسی مرا همه به جز تو می دانند .

برای همین کشتمش .

به جرم حماقت .

. . .

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 تیر1393ساعت 5:3 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

عادت نکن به آنچه همه تو را صدا می کنند .

عادت کن به آنچه که هستی ، تا همه تو را با صدا کنند .

+ نوشته شده در  جمعه 27 تیر1393ساعت 5:41 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

کور آن کسی نیست که چشمانش نمی بیند .

کور آن کسی سیت که چشمانش حقیقت را نمی بیند .

+ نوشته شده در  جمعه 27 تیر1393ساعت 5:35 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

می خواستم از تو بگویم ، زبانم بند آمد .

می خواستم از تو بنویسم ، قلم شکست .

می خواستم به تو فکر کنم ، افکارم پریشان شد .

می خواستم ببینمت ، چشمانم تار شد .

می خواستم لمست کنم ، اما نبودی .

می خواستم اما نشد . . .

+ نوشته شده در  جمعه 27 تیر1393ساعت 5:31 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

هنر این نیست که یک اثر را خلق کنی یا متولد کنی ، بعد با افتخار بگویی من یک هنرمند هستم .

هنر این نیست که که چیزی را به شکلی دیگر ببینی یا دیدت را عوض کنی ، بعد به خودت نهیب بزنی من هنرا فهمیده ام .

هنر این نیست که شیء  را توصیف کنی ، بعد در دفترچه ی خاطراتت بنوسی من امروز به مقام والای هنر پی بردم .

هنر این نیست که تعریفی جدید از هنر ارایه کنی ، بعد تو را هنر شناس بنامند . 

هنر این است که یک چیز را تصحیح کنی بی آنکه خراب شده باشد ، بعد آن زمان یک هنر فهم می شوی .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 5:38 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

غریبه آن کسی ست که بعد از یک عمر می فهمی نمیشناسی اش .

نه آن کسی که در اولین برخورد به او میگویی : ببخشید شما ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 4:49 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

سینه ها صندوق ها یی پر از حرف اند ؛ که با کلید زبان باز می شود ، در سینه ها قلبی به اندازه ی صندوقچه است که با کلید اعتماد باز و رازهایش نمایان می شوند .

پس همیشه سعی کن اعتماد دیگران را جلب کنی تا قلبشان را بدست آوری و رامشان کنی .

نه اینکه با زبانت خامشان کنی !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 4:44 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

تنها بودن نعمتی ست که هرکس نمی فهمد و در جمع بودن خفتی ست که هر کس در نمیابد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 4:37 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

همیشه نور نماد روشنی نیست 

شاید که شمعی باشد برای قتل عام پروانه ها

همیشه نور نماد رشد نیست 

شاید که خورشید باشد بی روح 

همیشه نور نماد امید نیست 

شاید که توهمی باشد از باورهای غلط 

همیشه نور نماد قداست نیست 

شاید که دشمنی باشد در پس چراغ

 همیشه نور نماد منجی نیست 

 شاید که شیطانی باشد مشعل به دست

همیشه نور خدا نماد  نیست 

شاید که معبودی باشد از جنس دروغ 

و دیگر نور نماد نیست 

بلکه وسیله ایست برای فریب . . . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 تیر1393ساعت 4:33 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

زندگی دریایی ست پر از تلاتم دلتنگی ها .

فقط باید شنا کرد و غرق نشد تا به ساحل رسید .

زیرا این منطق دنیاست .

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 تیر1393ساعت 3:11 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

همیشه منتظر جرقه ای هستیم که همه چیز را عوض کند .

همیشه منتظر منجی هستیم که به ما کمک کند .

همیشه منتظر هستیم و فقط نشسته ایم و منتظر هستیم .

سخت ترین کار دنیا انتظار است و ما به جای تلاش و تحرک ، تنها نشسته ایم و راکد شده ایم .

منتطر روزنه ی نوری هستیم .

بی آن که تلاشی برای پیدایش یا وجود آن کنیم .

ما همچنان منتظریم و چشم به افق دوخته ایم .

به خودمان می گوییم : فردای بهتری خواهد آمد و ما منتظر آن روزیم.

به دیگران می گوییم : تلاش بیهوده نکنید خودش می آید ، شما نیز سعی کنید مثل ما انرژی خود را برای آن روز موعود ذخیره کنید .

چقدر عجیبیم و دیگران را به غیر عادی بودن متهم می کنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 تیر1393ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  | 

گوینده ی عاقل ، شنونده احمق را سر عقل می آورد .

شنوده ی احمق هم شان گوینده را پایین می آورد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 تیر1393ساعت 6:0 قبل از ظهر  توسط محمدعلی . ف  |